قرار نبوده...

قرار نبوده همه از دم درس خوانده بشویم، از دم دکترا به دست بر روی زمین خدا راه برویم، بعید بدانم راه تعالی بشری از دانشگاه‌ها و مدرک‌های ما رد بشود … باید کسی هم باشد که گوسفندها را هی کند،دراز بکشد نیلبک بزند با سوز هم بزند و عاقبت هم یک روز در همان هیات چوپانی به پیامبری مبعوث شود. یک کاوه لازم است که آهنگری کند که درفش داشته باشد که به حرمت عدل از جا برخیزد و حرکت کند…

قرار نبوده این ‌همه در محاصره‌ی سیمان و آهن، طبقه روی طبقه برویم بالا، قرار نبوده این تعداد میز و صندلی‌ِ کارمندی روی زمین وجود داشته باشد،

 بی‌شک این همه کامپیوتروپشت‌های غوزکرده‌‌یا آدمهای ماسیده در هیچ کجای خلقت لحاظ نشده بوده؛

تا به حال بیل زده‌اید؟ باغچه هرس کرده‌اید؟ آلبالو و انار چیده‌اید؟…کلاً خسته از یک روز کار یَدی به رختخواب رفته‌اید؟ آخ که با هیچ خواب دیگری قابل مقایسه نیست… این چشم‌ها برای نور مهتاب یا نور ستارگان کویر،‌برای دیدن رنگ زرد گل آفتابگردان برای خیره شدن به جاریِ آب شاید،اما برای ساعت پشت ساعت، روز پشت روز، شب پشت شب خیره ماندن به نور مهتابی مانیتورها آفریده نشده‌اند.

قرار نبوده خروس ها دیگر به هیچ‌کار نیایند و ساعت‌های دیجیتال به‌جایشان صبح‌خوانی کنند. آواز جیرجیرک‌های شب‌نشین حکمتی داشته حتماً،که شاید لالایی طبیعت باشد برای به خواب رفتن‌ ما تا قرص خواب‌ لازم نشویم و اینطور شب تا صبح پرپر زدن اپیدمی نشود.

من فکر می‌کنم قرار نبوده کار کردن، جز بر طرف کردن غم نان، بشود همه‌‌ی دار و ندار زندگی‌مان، همه‌ی دغدغه‌ی زنده بودن‌مان.قرار نبوده کنار هم بودن و زاد و ولد کردن، این همه قانون مدنی عجیب و غریب و دادگاه و مهر و حضانت و نفقه و زندان و گروکشی و ضعف اعصاب داشته باشد.

قرار نبوده اینطور از آسمان دور باشیم و سی‌ سال بگذرد از عمر‌مان و یک شب هم زیر طاق ستاره‌ها نخوابیده باشیم.

قرار نبوده کرِم ضد آفتاب بسازیم تا علیه خورشید عالم‌تاب و گرما و محبتش زره بگیریم و جنگ کنیم.

قرار نبوده چهل سال از زندگی رد کنیم اما کف پای‌مان یک‌بار هم بی‌واسطه‌ی کف لاستیکی/چرمی یک مسافت صد متری را با زمین معاشرت نکرده باشد.

قرار نبوده من از اینجا و شما از آن جا، صورتک زرد به نشانه‌ی سفت بغل کردن و بوسیدن و دوست داشتن برای هم بفرستیم .

چیز زیادی از زندگی نمی‌دانم، اما همین‌قدر می‌دانم که این‌همه “قرار نبوده”‌ای که برخلافشان اتفاق افتاده، همگی‌مان را آشفته‌ و سردرگم کرده…

آن قدر که فقط می‌دانیم خوب نیستیم، از هیچ چیز راضی نیستیم، اما سردر نمی‌آوریم چرا؟؟؟"

دلم می خواست خودم بنویسم همه این چیزها را ،اما هر چه کردم دلم نیامد زیبایی این نوشته را با شما تقسیم نکنم....

/ 68 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همثانیه

سلام خسته نباشین خیلی عالی بود قرار نبود اینقدر زیبا بنویسید ولی آفرین قرار نبود اینقدر کم به ما سر بزنید ولی شد قرار نبود برای آدمای بد دعا کنید ولی التماس دعا

همثانیه

خدا را شکر که مدت زیادی از عمرم را چوپیانی و کشاورزی و بنایی کردم و چقدر تابستانها که در بیابان کنار گله خوابیدم واقعا یادش بخیر چه روزگاری بود خیلی نارحتم کاش بشود که انسانی زندگی کنیم دعا کنید

صالحی

کوک کن ساعت خویش اعتباری به خروس سحری ، نیست دگر دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است کوک کن ساعت خویش شاطری نیست در این شهرِ بزرگ که سحر برخیزد شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین دیر برمی خیزند کوک کن ساعت خویش که سحر گاه کسی بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست که تو از لِخ لِخِ دمپایی و تک سرفه ی او برخیزی کوک کن ساعت خویش ماکیان ها همه مستِ خوابند شهر هم . . . خواب اینترنتی عصر اتم می بیند

صالحی

دوستت دارم خودت را افکارت را ونوشته های زیبایت را

سیده زهرا

سلام دوباره عذر میخوام بازم میخوام سوال بپرسم,کلاسهای تو مستند سازیتون کسی که قبلا هیچ دوره ای ندیده هم میتونه شرکت کنه؟

زهرا روزگار

سلام خانم اعتماد سعید،برای بار دومه که براتون پیام میذارم .دوست دارم یه سر هم به وبلاگ من (راست قامتان)که تازه راه انداختمش بزنید ونظرتون رو بگید البته لطفا.

آرمان ياراحمدي

سلام به دوست عزيزم ايراني ايراني جان از انتقادت نشينده ي شما ممنونم اما اگه ميخوايد آقاي علي رو به من معرفي كنيد بايد بگم من از همون اول كه متن هاي ايشون رو ديدم متوجه شدم ايشون كي هستن !بايد بگم الكي كه به ما نميگن نخبه !قصدم از خود تعريف كردن نيست اما بدون عزيز برادر كه من انتقاد هام به جا بود و هست درضمن اگه خواستي ميتوني به من سر بزني . راستي اگه هركي كه يه كم آي كي يوش قوي باشه ميتونه بفهمه آقاي علي كي هستن بله داداش يا آبجي گلم اونقدر ام كه فكر ميكني ما نادان نيستيم .به هر حال خوشحال ميشم بهم سر بزني . و يه پند دلسوزانه از طرف برادر كوچكت :در مورد آدمها هيچ وقت حساسيت بيجا نشون نده . بيا اينجا با هم حرف بزنيم eateraf18.blogfa.com

غريبه ي آشنا

سلام من نتونستم برنامتون رو ببينم چه طور ميشه تكرارش رو ديد ؟ ميشه از جايي دانلودش كرد ؟

علی

سلام علیکم بواسطه لینک این مطلب در ی وبلاگ دیگه وارد شدم ؛ متن و رو خوندم و گفتم حیفه که بعد خوندن متن به این قشنگی ؛ نظری ندم این شد که اومدم ازتون تشکر کنم [لبخند]