رسیدگی به مسائل خمینی هالیدی در رأس امور!

چند سالی است نزدیکی های نیمه خرداد که می شود،دلم سخت می گیرد. عده زیادی از فرصت چند روزه تعطیلی ها استفاده می کنند و به سفر می روند.تا جایی که جاده ها بسته می شود و گاهی مسیر 4 5 ساعته را باید در حدود 10 ساعت و یا بیشتر بروند.ولی می روند...شاید نوعی دهن کجی باشد،شاید هم لجاجت.اسمش را هم گذاشته اند خمینی هالیدی.

از این ها که بگذریم امسال دلم بیشتر گرفت.شاید هم به سختی شکست.صدای شکستنش را با گوش های خودم شنیدم.اگر کمی حوصله کنید علتش را می گویم.

از هفته پیش قرار بود برنامه گره از روز جمعه به سه شنبه منتقل شود.ساعت 10:30 اما امروز فهمیدیم که برای حفظ سلامتی عزیزانی که در این تعطیلات قصد سفر دارند و به خصوص قصد سرکشی به ویلاهای گرانقدر خود در نواحی شمالی کشور را کرده اند،قرار است درست در همان ساعت و در همان شبکه برنامه ای با عنوان سفر به خیر پخش شود.واقعاً از این همه هم دلی و هماهنگی بخش های مختلف در عجبم.مطمئنم کسانی هم که در کشورهای دور و نزدیک شعار"این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست" را شنیده اند؛اگر فرصت این را می یافتند که در ایام رحلت امام مهربانمان،فقط چند صحنه از اتفاقاتی که در کنار ساحل دریا و دهکده های توریستی و ....را ببینند؛از من بیشتر تعجب می کردند.

دوست داشتم کسی باشد که سؤالی که مدتهاست گوشه ذهنم مانده را پاسخ دهد."به کجا داریم می رویم؟ آیا امام چشم انداز آینده انقلاب را این گونه می دید؟ "

دلم به حال رهبر می سوزد و دیگر هیچ.....

/ 14 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادی

سلام [گل]وب خوبی دارید منتظرم بیا

مازیار

اين نواي وب چه حس خوبي به آدم ميده[گل]

مازیار

یااباصالح المهدی گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب جان به لب آمده از درد، خدا را دریاب اگر از دولت وصل تو مرا نیست نصیب گاهگاهی به نگاهی دل ما را دریاب به امیدی به سر کوی تو روی آوردیم شهریارا! به در خویش گدا را دریاب دل ما را به شب هجر فروغی بفرست شبرو وادی اندوه و بلا را دریاب به وفاداری تو شهره شهرم ای دوست ز وفا معتکف کوی وفا را دریاب کاروان رفت و من از همسفران دورم دور منِ از قافله شوق جدا را، دریاب راه باریک و بسی پر خطر و تاریک است سببی ساز در این مهلکه ما را دریاب تا فغان دل غمدیده‌ی ما را شنوی نازنینا! سحری باد صبا را دریاب « استاد مجاهدی »

آدم بزرگ

گاهی دلم برا رفته ها تنگ میشه امام و شهدا از این دیار و مردمش خسته ایم کاش زودتر به عزیزانمون می پیوستیم... یاد این شعر حافظ افتادم من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم خدای را مددی ای رفیق ره تا من به کوی میکده دیگر علم بر افرازم... انشالله

فاطمه

مطلبتون رو همون روزهای اول خوندم اما به دلیل اینکه زیادی سرم شلوغ بود نرسیدم نظر بدم. راستش من هم دو سه روز قبل از 14 خرداد که برای خرید بیرون رفتم احساس کردم تهران زیادی خلوت شده و حسابی دلم گرفت. اما روز چهاردهم... صبح بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم که حالا امروز خیلی گرمه، یه بار بعدازظهر میرم یه دل سیر زیارت امام و این حرفا بالاخره بر تنبلی غلبه کردم و با دوستم توی مترو قرار گذاشتیم که برای مراسم سالگرد بریم حرم امام. از اونجایی که خیلی دیر شده بود حدس میزدم جز من و دوستم کسی توی مترو نباشه. اما با کمال تعجب با جمعیتی روبرو شدم که به جرات چندین برابر پارسال بود. توی حرم و بهشت زهرا که هیچی، باورم نمیشد خانم های جوون با بچه های خیلی کوچیک، پیرمردو پیرزن های قدخمیده و بیشتر از همه جوون های مشتاقی که همه جور قیافه ای توی اونها میشد دید. اشتیاق این جمعیت برای شنیدن صحبت های آقا دیدنی بود. مردمی که بعضی هاشون از دورترین شهرهای ایران اومده بودند و این چند روز سفر رو توی اون هوای گرم زیر آسمون خدا سر می کردن. ....

فاطمه

بعد از سخنرانی آقا رفتیم گلزار شهدای بهشت زهرا، موقع ناهار بود جمعیت پراکنده شده بود و مسافرای هر استان کنار اتوبوس های خودشون غذا می خوردن باورم نمیشد بعضی ها غذاشون نون و آب بود زیر آفتاب گرم خرداد، اما از هیچ جا صدای غرغر و ناله شنیده نمیشد. به نظر میرسید همه راضی و خوشحالن و حتی دلشون نمیاد از پیش امامشون برن (این حرف یکی از رفتگرهای بهشت زهرا بود). وقتی برگشتم خوونه همه چیز توی ذهنم تغییر کرده بود خوشحال بودم و امیدوار. شاید ما زیادی روی خودمون و اطرافیانمون حساب باز کردیم اما واقعیت چیز دیگه است. اسلامی که امام از اون حرف میزد و اون رو زنده کرد یعنی اسلام ناب محمدی که اسلام مستضعفین و پابرهنگانه مدافعینی داره که شاید اونها کمترین سهم مادی رو از انقلاب بردن اما هنوز فداکارترین برای اسلام و انقلاب هستن. در این بین اگر قرار باشه کسی جا بمونه اون من و امثال من هستن که برای این زجرکشیده ها کاری نکردیم. فکرمیکنم آینده انقلاب رو همین توده های زحمت کش و بی ادعا می سازن که امروز بیشتر از همه ما برای خودکفایی ایران تلاش می کنن.

مهرداد

من واقعا مانده ام كه مردم چقدر سطحي نظر شدند و چقدر ما خودمان را به (دورازجانتان )بخريت مي زنيم. عزيزم برگزاري هرساله اين مراسم (ارتحال)ميداني چقدرخرج رو دست بيت المال مي زاره؟اخه براي چي؟به چه قيمتي؟ شاه بدبخت يكبار يك جشن 2500ساله گرفت پدرش را دراوريد .انوقت شما هر ساله داريد مراسم ارتحال برگزار مي كنيد.مي داني با پول اين مراسم چندتا جوان مي توانند ازدواج كنند؟

فاطمه

1-فکر نمیکنم گفتگو با کسی که تفاوت سالگرد ارتحال امام رو با جشن 2500 ساله متوجه نمیشه فایده ی خاصی داشته باشه اما به هرحال چون وظیفه ست... 2-اگر هیچ نهادی متصدی برگزاری سالگرد امام نشه قطعا این مراسم به صورت خودجوش و مردمی برگزار خواهد شد. 3-بخشی از بیت المال اختصاص به امور فرهنگی دارد. برگزاری چنین گردهمایی عظیمی که از طرفی نوعی تجدید عهد با آرمان های انقلاب و مرور اندیشه های امام و از طرفی برنامه ریزی و بحث برای آینده ایران و جهانه تأثیری شگفت آور در یکپارچگی و همبستگی مردم در جهت گیری های فردی و اجتماعی اونها داره. 4-اصولا داشتن چنین سرمایه اجتماعی عظیمی که در مراسمی همانند سالگرد امام یا راهپیمایی ها و عزاداری ها بروز پیدامیکنه؛ آرزوی هر کشور و دولتی است. به نحوی که سایر دولت ها هزینه های بسیار هنگفتی برای ایجاد چنین اجتماعات مردمی به بهانه های مختلف می کنند اما هیچ گاه موفق به ایجاد آن به این صورت گسترده و متداوم و خودجوش نمیشن. چراکه هیچ تبلیغ و تشویقی نمیتونه جایگزین باورهای دینی- اجتماعی مردم بشه. . ....

فاطمه

.... 5-برگزاری مراسم ارتحال امام با کمترین هزینه بیشترین سود رو عاید نظام جمهوری اسلامی ایران میکنه و نشانه ی هوشمندی دولت ایرانه. 6-محمدرضا اگر مقداری شعور داشت پولهای مردم رو جوری خرج می کرد که حداقل کمی رضایت اونها رو هم جلب کرده باشه نه اینکه فقط به فکر خوشگذرانی باشه. البته این خاصیت باطله که خودش خودش رو ضایع میکنه. 7-قطعا بخشی از بیت المال باید برای ازدواج جوونها صرف بشه. اما معناش این نیست که از همه جا بزنیم و فقط خرج ازدواج کنیم. باید یه مقدار همه جانبه به مسائل نگاه کرد.