برداشت های شخصی از کارگاه مستند نویسی "رضا امیرخانی"

وقتی در گروه تصمیم گرفتیم از او برای تدریس در یکی از کارگاه هایمان دعوت کنیم، حس خوبی نداشتم چون فکر می کردم به هیچ عنوان قبول نمی کند.قرار بود تلفنی باهاشون صحبت کنم.پشت تلفن که اصلاً تحویل نگرفت.حدسم درست بود.به نظر آدم مغروری می اومد.با این حال قبول کرد و گفت که با این که موافق برگزاری چنین کارگاهی نیست ولی چون قول داده میاد.یه دو هفته ای کارای هماهنگی مکان و ثبت نام و اینا طول کشید.از ما خواسته بود اصلاً تبلیغ نکنیم چون ممکنه جاهای دیگه هم ازش بخوان کارگاه بذاره و چون نمی تونه قبول کنه بد می شه.ما هم زیاد تبلیغ نکردیم فقط به دوستای دور و بر خودمون گفتیم. بعضی از بچه ها نمی دونم از کدوم حرف اخیر رضا امیرخانی دلگیر بودن که می گفتن اصلاً حاضر نیستن تو کارگاهش شرکت کنن.می گفتن به موضعش شک دارن.تغییر عقیده داده و از این حرفا.من جزئیات این موضوع رو نمی دونستم ولی به هر حال با عدم شرکت در کارگاه یه نفر به خاطر برخی شبهات موافق نبودم.البته خودم هم از یه چیز راضی نبودم.آخرین عکسی که از امیرخانی دیده بودم مربوط به مصاحبه مجله خیمه بود.با یک شلوار جین که آثاری از پارگی در اون دیده می شد.البته این رو قبول دارم که هر کسی می تونه هر پوششی که می خواد انتخاب کنه اما این هر کسی به همه تعمیم پیدا نمی کنه.البته این نظر منه.آدم وقتی رضا امیر خانیه و عده ای از جوونا بهش نیگا می کنن و شایدم ازش تقلید می کنن،دیگه نمی تونه فقط برا خودش زندگی کنه.باید یه کم حواسش بیشتر جمع باشه.

روز کارگاه اول باری بود که امیرخانی رو از نزدیک می دیدم.خودم رو آماده کرده بودم برای مواجهه با یه آدمی که خودش رو خیلی می گیره،زیاد حرف نمی زنه،دیر میاد و زود می ره.

تقریباً تمام پیش بینی هام غلط از آب در اومدن.رضا امیر خانی آدم بی ریایی بود.با همه زود صمیمی می شد.اصلاً خودش رو نمی گرفت.حداقل در طی کارگاه چندین بار گفت که چیزایی که می گه یه اصل و یا یه نسخه نیست،فقط یه تجربه شخصیه.شاید حاصل کارگاه چند نکته ای بیشتر نبود اما همون چند نکته انقدر کلیدی بود که برای کسی که بخواد تو مسیر مستند نویسی قرار بگیره و یه کم استعداد و البته خیلی انگیزه داشته باشه، راهگشا باشه.

در مورد موضع امیرخانی هم به اعتراف چندین باره در طی کارگاه اطمینان حاصل کردم که عاشق ولایته و اصلاً هیچ شبهه ای در اعتقاداتش نیست.اتفاقاً یکی از مهم ترین نکاتی که مطرح کرد این بود که باید همیشه نظر مخالف ها رو آورد تا نظر موافق جلوه کنه.شاید هم همین عقیدش بوده که باعث به وجود اومدن چنین شبهه هایی شده.

به هر حال کارگاه رضا امیرخانی رو دوست داشتم و فکر می کنم این نظر اکثر کسایی بود که تو کارگاه شرکت کرده بودن.چیزی که دور از انتظار من بود ذوق زدگی خود امیر خانی بعد از کارگاه بود.خیلی خوشش اومده بود.گفت:" اصلاً فکر نمی کردم این طوری باشه".فکر کنم اگه بخوایم یه بار دیگه هم این کارگاه رو برگزار کنیم،برخلاف حرف قبلیش قبول کنه .البته اگه از این حرفای من کمی تا اندکی عصبانی نشه.

به هر حال هر چی گفتم برداشتهای شخصی صادقانه خودم بود.درست و غلطش رو فقط خدا می دونه

/ 104 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حرا

آخه چی بگم اونجا همه شبیه هم بودند چاری با مقنعه ی مشکی آهان ما زمان پذیرایی با آقای امیر خانی صحبت میکردیم که شما اومدید و ازمون خواستید که سوالامون رو نگه داریم برای جلسه ی پرسش و پاسخ یکی دیگه هم این که من ازتون درباره ی فعالیت های گروه پرسیدم خیلی نشونیام خوبه نه ؟حتما شما الآن تصویر تمام قد من جلو چشمتون میاد

لیلا

سلام بحث جالب و قابل تاملی در اینجا صورت گرفت که با اینکه تا کنون نظری ندادم اما آنها را دنبال کردم. شریفه، خوشرو و دیگران هریک مطالبی قابل فکر بیان کرده بودند. اما چند نکته که فکر می‌کنم توجه به آنها خیلی مهم باشد: مساله حجاب و مرز آن با بی‌حجابی مانند خیلی از مسایل شرعی دیگر مرز باریکی است و باید به آن توجه کرد. حجاب ظاهری دارد و باطنی و گاه با ظاهر ثابت، نیت ما می‌تواند باطن حجاب را خدشه دار سازد و یا اتفاقا آن را به کمال برساند. در مورد ظاهر حجاب که اخلاف نظری نیست و تمام دوستان شرکت کننده در بحث به آن قائل بودند. اما در مورد نیت افراد ما حق اظهار نظر نداریم و هرکس باید با خود و خدای خود خلوت کند و هر روز نیت اش را محک بزند که مبادا اندکی این نیت آلوده گردد. مثلا حضور کسی مثل خانم اعتمادسعید به عنوان یک مجری که نه به صرف ظاهر، حجاب را رعایت می‌کند که باطنا به آن اعتقاد دارد و در این باره دغدغه مند است بسیار مفید است و قطعا محقق و مجری چنین برنامه‌ای باید این دغدغه و انگیزه را از عمق جان داشته باشد تا شاید برنامه‌ای مفید حاصل شود.

لیلا

ادامه نظر قبلم: به نظر من حضور خانها در اجتماع با رعایت حدود شرعی(شامل ظاهر و باطن- که البته از هم جدا نیست) نه تنها اشکالی ندارد که خیلی از مواقع لازم است. منتها باید هرکس هر لحظه نیت اش را برای این کار خالص گرداند. در خیلی از زمینه‌های تحقیقاتی، فرهنگی و ... ، مردان به علت دغدغه و وظیفه‌ای که برای امرار معاش خانواده دارند و از طرفی درآمد ناچیز و خیلی وقتها صفر در این کارها، نمی‌توانند در آن دخول نمایند. حال آنکه خانم مسلمان با رعایت موازین و به شرط لطمه نزدن به کانون گرم خانواده می‌توانند در این عرصه‌ها وارد گردد تا کشور اسلامی‌مان چنین خلایی نداشته باشد. لطمه نخوردن کانون خانواده هم دست نیافتنی نیست و خیلی وقتها با تنظیم صحیح وقت حاصل می‌شود.

sharife

خانم ليلا فكر مي كنم بارها و بارها در طول اين بحث ( كه به نظر من بيش از حد كش دار شده) همه به ضرورت هايي كه براي حضور و فعاليت اجتماعي زنان در جامعه اسلامي وجود دارد اذعان داشتند. در خصوص هر دو وجه ظاهري و باطني حجاب هم با شما موافقم. و باز هم تاكيد مي كنم نقد من دقيقا به وجدان مومن زن مسلمان و پاسخ هايي كه بايد در آن خلوت به خود و خداي خود بدهد بر مي گردد. اما اين كه مرد ها به دليل مشغله اقتصادي خانواده وقت نمي كنند مطالعه و تحقيق كنند!!!! پس ما زنان محجبه بايد بياييم وسط و كارها را دست بگيريم و مردها هم بروند عملگي كنند و ما هم مشغول كارهاي مهم مثل وزارت و وكالت و كار رسانه اي و غيره شويم و انقلاب اسلامي رادر جهان تبليغ كنيم. اين درست نيست. اينها توجيه هاي بسيار مسخره اي براي يك كار از ريشه نادرست و فاسد است. زن مسلمان با شعور بالايي كه از اعماق ايمانش ناشي مي شود، مي فهمد كه فعاليت هاي اجتماعي اش بايد محدود باشد و تمركز فعاليت هايش را درون نهاد خانواده قرار دهد.

sharife

خانم ليلا فكر مي كنم بارها و بارها در طول اين بحث ( كه به نظر من بيش از حد كش دار شده) همه به ضرورت هايي كه براي حضور و فعاليت اجتماعي زنان در جامعه اسلامي وجود دارد اذعان داشتند. در خصوص هر دو وجه ظاهري و باطني حجاب هم با شما موافقم. و باز هم تاكيد مي كنم نقد من دقيقا به وجدان مومن زن مسلمان و پاسخ هايي كه بايد در آن خلوت به خود و خداي خود بدهد بر مي گردد. اما اين كه مرد ها به دليل مشغله اقتصادي خانواده وقت نمي كنند مطالعه و تحقيق كنند!!!! پس ما زنان محجبه بايد بياييم وسط و كارها را دست بگيريم و مردها هم بروند عملگي كنند و ما هم مشغول كارهاي مهم مثل وزارت و وكالت و كار رسانه اي و غيره شويم و انقلاب اسلامي رادر جهان تبليغ كنيم. اين درست نيست. اينها توجيه هاي بسيار مسخره اي براي يك كار از ريشه نادرست و فاسد است. زن مسلمان با شعور بالايي كه از اعماق ايمانش ناشي مي شود، مي فهمد كه فعاليت هاي اجتماعي اش بايد محدود باشد و تمركز فعاليت هايش را درون نهاد خانواده قرار دهد.

ُsharife

آن كار فاسد و نادرست، نه حضور اجتماعي زن در حد ضروريات بلكه حضور نمايان زن در عرصه هايي مثل رسانه، هنر، ورزش و مديريت هاي كلان سياسي- اجتماعي است كه نمايش و فراهم ساختن ظاهري زيبا و جذاب در اين عرصه ها از اصول حرفه اي آن است. به كار گيري زنان و دختران جوان در عرصه هنر و نمايش و رسانه (چه با روسري چه بي روسري) همواره با همين فلسفه صورت مي گيرد. و صاحبان صنعت رسانه و هنر سالهاست كه به همين طريق از تمايل شديد زن به نمايش خودش، نهايت سوء استفاده را مي برند. حال اين دختر و زن مومن است كه بايد بين اين دو يكي را برگزيند و به يكي لبيك بگويد: يكي وجدان دروني اش كه او را از حركت در اين مسير غلط (هر چند آراسته به ظاهر مذهبي) باز مي دارد و ديگري قيل و قال هاي مبتذل بيروني كه او را با انواع توجيه ها تشويق به چنين جلوه گري هايي مي كنند.

sharife

دوست عزيز هزار نكته باريك تر از مو در اينجا قابل طرح است كه با اين نتيجه گيري هاي بسيط و كتره اي نمي شود از آنها چشم پوشي كرد. آيا اجراي يك شوي تلويزيوني يا گفتگو يا اخبار و غيره واقعا جز به وسيله يك خانم جوان ممكن نيست؟ آيا اداره وزارت بهداشت، جز با وزارت يك خانم دكتر ممكن نيست؟ آيا قانون گذاري و نظارت بر اجراي قوانين در حوزه امنيت ملي و سياست خارجي، مرهون حضور امثال آن خانم نماينده مجلس است؟ اين است دولت انقلاب اسلامي؟ اين است مجلس انقلاب اسلامي؟ اين است رسانه انقلاب اسلامي؟ يعني دهها متفكر و انديشمند انقلابي و مومن از حداد عادل گرفته تا پناهيان نشستند و برخاستند و كتاب نوشتند و فرياد و فغان آوردند تا برسند به مدلي از رسانه كه در بهترين حالت مي توان آن را همان رسانه غربي (بلكه بدتر از آن) با پوشش اسلامي دانست؟ آيا اين بود همان مقصدي كه برايش انقلاب كرديم؟ همان مدينه فاضله اي كه خون هزاران شهيد با فضيلت براي بنايش ريخته شد؟ سخن دراز آمد! در خانه اگر كس است يك حرف بس است.

sharife

آقاي مهدي (برادر طلبه گرامي) من خاك پاي حضرت امام عصر ارواحنا فداه هم نيستم. اما فكر نمي كنم اساسا فلسفه رسانه در حكومت مهدوي با فلسفه رسانه به مفهوم مدرن آن (كه ما و مخصوصا اين فعالان رسانه اي چادر به سر هم اسير آنيم) اندكي سر سازگاري داشته باشد. مطمئنا صدا و سيما و سينماي آن روزگار، با رسانه هاي ما فرسنگ ها فاصله دارد. التماس دعا

محمد

سلام باز هم تاکید می کنم که خانم های محجبه باید از نگاه یک مرد جوان به قضیه حضور فعالشان در جامعه و رسانه و دانشگاه و ... (ولو با حجاب) نگاه کنند تا عمیقا متوجه شوند که احتمال مفسده حضورشان چقدر زیاد است. این مسئله در مورد خانم هایی که خداوند بهره ای بیش از حد متوسط از زیبایی به آنها عنایت فرموده و یا خانم هایی که حجاب زیبا دارند یعنی حجابشان متاسفانه کارکرد تزئینی دارد به شدت جدی است و به نظر من که نمونه های زیادی از این موضوع را در دانشگاه یا سایر محیط های فرهنگی مذهبی دیده ام خطر و مفسده اش بیشتر از حضور خانم های بدحجاب است. باز هم تاکید مجدد می کنم که خانم ها تا از نگاه یک مرد جوان مذهبی به موضوع نگاه نکنند متوجه اصل قصه نمی شوند. یا علی مدد

دغدغه

علاقه مندان به بحث حجاب: "میزگرد مجازی" آدرس وب سایت: http://daghdaghehblog.blogfa.com/cat-15.aspx