از کجا معلوم که من ایرانیم؟؟؟!

چند روز پیش تو میدون هفت تیر تو تاکسی نشسته بودم و توی اون گرما منتظر بودم تا مسافرای دیگه بیان ،تاکسی پر شه و حرکت کنه.چند باری وسوسه شدم که کرایه رو حساب کنم و تنها برم اما جلوی خودم رو نگه داشتم و منتظر شدم.تو این مدت کاری نداشتم به جز نگاه کردن به مردم و دنبال کردن حرکت اون ها و فکر کردن و حدس زدن این که چه جور آدمایی هستن و الان دارن به چی فکر می کنن و کجا میرن و ...

آدمای مختلفی از جلوم میگذشتن.پسرای جورواجور با شلوارای تنگ و گشاد و آویزون و ...و دخترای رنگ و وارنگ که همشون مصداق خوبی برای نشون دادن مدهای به روز آمریکا و اروپا بودن.داشتم فکر می کردم راستی دلیل این که مصرف لوازم آرایش تو ایران از خیلی از کشورای دیگه خیلی بیشتره چیه؟؟گفتم شاید زنای ایرانی انقدر خوبن که همه این لوازم آرایشا رو برای شوهراشون مصرف می کنن.از این که خودم رو انقدر بی مغز فرض کرده بودم که شاید گول این فرضیه رو بخورم عصبانی شدم.سعی کردم به دخترا بیشتر توجه کنم.به نظر من حتی دو نفر هم مثل هم لباس نپوشیده بودن.هم تنوع رنگ بود و هم تنوع مدل.اما جای چیزی که خالی بود حجاب اسلامی بود یا یه لباسی که بشه بهش گفت ایرانی.

در این میون مردی با قدم های بسیار استوار از دور به من نزدیک میشد.دور سرش چند متری پارچه مشکی بسته بود.فکر کنم اگه از یه بچه پنج ساله هم سوال می کردم می تونست حدس بزنه که اون آقا هندیه.

این که اون آقا این جا تو ایران وسط میدون هفت تیر چی کار میکرد خیلی مهم نبود .ولی این که اون آقا این جا وسط میدون هفت تیر و تو این گرما برا چی اون چند متر پارچه مشکی رو دور سرش پیچیده بود خیلی مهم بود.شاید میخواست با این کارش داد بزنه اگه من این جا هستم باشم ولی هویت خودم رو دارم.

سرم رو پایین انداختم.چشمم به خودم افتاد.شلوار جین کارگرای معدن آمریکایی،مانتوی زن بی حجاب فرانسوی، روسری ای که ترک بود و به مدل دخترای لبنانی بسته شده بود و چادر عربی زن عراقی که به همه هویتم پوسته دینی داده بود.سعی کردم زود از خودم چشم بردارم و باز دوباره مردم رو نگاه کنم.ولی دلم شکسته بود. نمی دونستم باید چه جوری ثابت کنم که ایرانیم.داشتم فکر می کردم باید کجا برم و این سوال رو بپرسم.وزارت فرهنگ و ارشاد؟سازمان تبلیغات؟مجلس؟...در همین افکار بودم که تاکسی پر شد و حرکت کرد و من رو از دست وجدان خودم که دایم داشت بهم بد و بیراه می گفت که هیچ چیزی برای اثبات هویتم ندارم،نجات داد.

/ 18 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هادي دستوراني

ممنون که به ما سر زدی.منتظر حضورت هستم اگر وقت داشتی.[گل][گل][گل][گل][گل][گل] این شش گل تقدیم به پنج تن ال عبا ومولایم مهدی (عج)

فائزه

این مشکل بزرگیه ... ما باید از تولیداتمون شروع به اصلاح کنیم تا مشکل تا حدودی حل بشه [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

عاشق

سلام... ممنون از حضور گرمت....راستش منم با این موضوع مشکل دارم..اصلا چادر عربی دوست ندارم ام چون به نسبت چادر ساده راحت تره و میتونم وسیله هام راحت تر حمل کنم مجبورم عربی بژوشم....راستش چادر مناسب تری(البته جز ساده ) پیدا نکردم... این مشکل فقط از ما نیست...مسئولین بیشتر مقصر هستن! وقتی یک نظر واحد در مورد نوع ژوشش مانتو وجود نداره ...اینکه سر در مانتو فروشی زده مانتو فروشی اسلامی اما مانتوهای تنگ و کوتاه میفروشه ! بهشون میگی میگن ما از تولیدی میگیرم..مد روزه!! این کیه که مد روز برای ما تعیین میکنه؟

عاشق

اگر کار درستی انجام میشد..کارگروهی که بررسی کنه و افراد خبره رو جمع کنه تا یه طرح درست و حسابی بدن و این طرح به عمل برسه!!! همه دم از این میزنن اما مرد عملش نیست! یادمه سال 86 نمایشگاه ریحانه رو از اون موقع ساق دست های رنگی اومد رو بورس ...هم برای اینکه دست رو بپوشونه هم زیبایی رو حفظ کرده باشه...من با حرف دکتر فیاض موافقم که برای ایرانی یک لباس واحد مثل عرب و هندی نمیشه ساخت چون ایران تنوع فرهنگ داره...هر قومی یه لباسی اره...هر قوم تنوع خودش داره... اینا خیلی نیاز به بحث و گفتگو داره و توی یه برنامه نمیشه در موردش حرف زد.. امیدوارم برنامه گره تو کارش موفق باشه و مثل برنامه های دیگه به دیوار ارشاد برنخوره!!! بسیج دانشگاه ا یه طرحی رو تحت عنوان غرب شناسی گذاشته که تفکرات غربی در مورد پوشش و لباس و تحمیل اون و سرمایه داری بحث میشه فکر کنم بتونین سی دی هاش از سیج دانشگاه ها بگیرین! البته این طرح مال دانشگاه علامه طباطبایی هست!

محمد مهدی

سلام خواهر گرامی مطلب را خواندم خوب است که شما با دیدن پوشش دیگران به افعال خودتون فکر کردید چون زیاد نیستند کسانی که به این موضوعات فکر میکنند حتی در میان مرد ها هم کم هستند چه برسه به زنها من با خواهرم همین مشکل شلوار جین و چادر عربی را داشتم که اصالت استفاده کننده را از بین میبره بدتر از اینهایی که گفتید مانتو ایرانی(همان مثلا چادر ایرانی) هایی هستن که درست کردن که قرار بود مانتویی ها را به چادر نزدیک کنند اما دارن چادری ها را به مانتو و پوشش تنگ نزدیک میکنن مثال هندی را که زدید یاد مسافران ایرانی افتادم که تا از مرز خارج میشوند همه چی را در میارند انگار نه انگار ایرانی هستند آموزش و ژرورش تلویزیون و دولت مقصر فرهنگ غرب زده جامعه هستند

یوسف

سلام. من زیاد موافق این قصه نیستم که ماها حتما لباس ایرانی بپوشیم. شاید این توصیفی که از خودتون کردید بهتر از خیلی مدل های دیگه باشه! شاید بهتر باه به جای اینکه خود لباس ایرانی رو بپوشیم ،به چیزایی نزدیک بهش راضی بشیم. شاید بهتر باشه امروزی باشیم،البته با حفظ یه سری چارچوب ها که لزوما پوشیدن لباس صددرصد ایرانی نیست...

حسین

سلام یه نظر من با اینکه ما 2500 سال تمدن داریم، اما با توجه به مسائل مختلفی که دشمنان ایران اسلامی برای من درست کرده اند. بخش اعظم فرهنگ ما فراموش شده و امروزه متأسفانه مصادیق دقیقی از فرهنگ ایرانی اسلامی 1000 ساله وجود نداره و این باعث شده خیلی از کارهایی که ما انجام میدیم خیلی فرقی نکنه که متعلق به کدوم کشور هست. به امید روزی که مردم بفهمند که باید بی خیال مدرنیته بشن و به فرهنگ اصیل خودشون برگردن. این مطلب شما تلنکر جالبی بود./( اللهم عجل الولیک الفرج)

عارف

متن خوبييه . كمي از واقعيت ها رو عنوان كردي ولي به عامل به وجود آمدن اين نا به ساماني و اختلالات فرهنگي اشاره نكردي . من فكر مي كنم عامل ايجاد چنين گم شدگي هويت فرهنگي عدم وجود بهداشت رواني باشه كه اين خود جاي بحث دارد. در كل خوبه كه ما قبول داريم كه مشكل هست و بايد در صدد حل اون باشيم. من شما رو لينك كردم اگر قابل دونستين شما هم لطف كنيد. موفق و سربلند باشيد

شکلات

سلام لعیا جان ...مطلب قابل توجهی بود، ولی به نظر من هویت همیشه به کشور نیست. بلکه به ایمان آدمی و دینش بستگی دارد...آون آقا هم به نظر من پیش از اینکه یک هندی باشه، اصطلاحا یک سیک بوده. .. و ما قبل از هر چیز باید هویت اسلامی مون رو حفظ کنیم. ..شاد و شیرین وشکلاتی باشی :)

محمد حسین

ما مردمی با فرهنگ و تاریخ پرباری هستیم.اما آنچه که همیشه از آن رنج میبردیم حضور خائنینی در پشت پرده مدیریت داخلی چه از نظر سیاسی چه فرهنگی یا حتی اقتصادی.نسخه بفرمایید شما شبکه ماهواره ای انگلیسی فارسی من و تو نسخه ای آشکار از کوچک کردن فرهنگ ایرانی و بزرگ نمایی فرهنگ انگلیسی غربیست فرهنگی که از دید گروهی همیشه برتر از فرهنگ مردمان ما بوده.متاسفانه نمایش زرق و برق های این فرهنگ مانع از دیدن حقایق واقعی در این خصوص شده.شاید حوادث اخیر در اروپا بتونه چشم برخی ها را باز کنه.اما یک گذر به اعراب حاشیه خلیج فارس بندازیم. با اینکه در برجهای چند ده طبقه ساکنند ولی هنوز لباسشون را حفظ کردند.با این حال هیچ بویی از غیرت و مردانگی اجادشون نبردند.صدام در یکی از صحبتهاش میگفت در 8 سال جنگ با ایران تهران را با موشک میزدیم ولی شیخ شما ایرانی ها فرار نکرد.اما همین که اولین گلوله را به کویت شلیک کردیم شیخ کویتی با چندصد زنش سوار بر هواپیوا فرار کرد.این غیرت که میتونه نشون بده ایرانی هستیم یا نه. با سپاس