هر کس رویش می شود به علی بگوید.

خبر تجمع مقابل سازمان ملل و اعلام روز همبستگی با مسلمانان روهینگیا را که شنیدم احساس کردم که شاید کم ترین کاری که می توانم انجام بدهم شرکت در این تجمع باشد.نیروهای امنیتی،بلوار منتهی به مقر سازمان ملل را از ابتدا بسته بودند و اجازه عبور ماشین ها را نمی دادند.جمعیت نسبتا خوبی جمع شده بود که بیشترشان دانشجو بودند.تلاششان بیدار کردن جامعه جهانی برای حمایت از مظلوم ترین اقلیت دنیا بود و شاید از این جا به بعدش بر عهده رسانه ها باشد که البته تا امروز چه خارجی و چه داخلیشان، عملکرد خوبی نداشته اند.البته خارجی ها که تکلیفشان معلوم است؛ اما داخلی ها را نمی دانم.شاید کنداکتورهایشان جای خالی نداشته است.اصلاً مگر می شود تبلیغات فلان شرکت را پخش نکرد و به جای آن مردم میانمار و مظلومیتشان را نشان داد؟؟؟

جایی که رسیدم مردم داشتند شعار می دادند: تصفیه نژادی محکوم باید گردد...هیهات منا الذله.معنای کلمات را نمی فهمیدم.تصفیه یعنی چه؟نژاد یعنی چه؟جان آدم ها در خطر است.باید نجاتشان داد.فکر نمی کنم دیگر هیچ عقل سلیمی در دنیا حقوق بشر را باور کند.حقوق بشر به افسانه ای دروغین تبدیل شده است.این را حوادث عراق و سوریه و میانمار به من می گوید.این را تبریک رمضان گفتن جناب اوباما و سکوتش در برابر فاجعه میانمار می گوید.کسی در بلندگو سخن می گوید:" خطاب ما با سران عرب است.کسانی که پول نفت چشم و گوششان را در برابر بزرگترین جنایات بسته است.وای بر شما....از مردم مسلمان می خواهیم با فشاری که به سران خود می آورند باعث شوند آن ها در قبال این جنایات بزرگ ساکت ننشینند بلکه صدایی در دنیا شنیده شود و بایکوت رسانه ای شکسته شود." به این جا که می رسد مردم شعار می دهند: سکوت هر مسلمان خیانت است به قرآن...بان کی مون دروغ گو حقوق بشرت کو؟ مستضعف میانمار حمایتت می کنیم و ...تا این که سیدی از اهالی کشمیر کشور همسایه میانمار می آید و می گوید که ما جمع شده ایم تا همبستگی خود را با مردم میانمار اعلام کنیم در حالی که سردمداران حقوق بشر سکوت کرده اند می گوید در میانمار در طی یکی دو ماه اخیر 10000 زن مورد تجاوز قرار گرفته اند.10000 کودک به زندان رفته اند و 50000 انسان کشته شده اند.تازه این ها آمارهای رسمی اند.تازه می فهمم گوشه ای از زجر مردی را که در شعله ها می سوخت و دم نمی زد.سید کشمیری در آخر گفت که تأسف می خورد به خصوص برای سکوت برخی کشورها مثل عربستان که حتی در باره این فاجعه یک جمله هم صحبت نکرده اند و در این جا بود که شعارهای مرگ بر آل سعود خائن و مرگ بر اسلام آمریکایی بلند شد.

سرنشین یکی از ماشین هایی که از محل عبور می کرد از موضوع تجمع پرسید و یکی از افرادی که از بیرون گود ماجرا را تماشا می کرد با لحنی مسخره جواب داد:برای بودایی ها جمع شده اند.یکی از دوستان که کنار او ایستاده بود شروع کرد به تعریف کردن ماجرا  و هنوز صحبتش تمام نشده بود که مرد خارج گودی با لحنی بسیار جدی گفت:" ای آقا بگذارین مسلمونا رو بکشن.مگه چی میشه ؟یه کم تعدادشون کم تر میشه بهتر میشه.این همه که هستن چه گلی به سرمون زدن؟" بیچاره مردک حتما از فرط گرسنگی حاصل از روزه بود که این طور حرف می زد چون هر چه گشتم نتوانستم دلیل دیگری برای حرف هایش پیدا کنم ....سخنران دیگری که ظاهرا نماینده دانشجو هاست حرف های مهمی می زند.می گوید رهبر بیست سال پیش در مورد میانمار هشدار دادند اما ما سکوت کردیم و خود را در معرض رسانه ها قرار دادیم و در مسیرشان حرکت کردیم.الان هم که یک موجی ایجاد شده آمده ایم که بگوییم ما هم یک کاری انجام دادیم.می گفت نباید احساس کنیم که جریان دفاع از مظلومین با یک تجمع کامل می شود؛فکر نکنیم که آمدیم و اعتراض کردیم و تمام شد.دردی که بر مسلمانان دنیا می آید؛دردی نیست که با این یک تجمع از بین برود.ما باید در صحنه باشیم؛باید نسبت به سکوت رسانه های داخلی خودمان اعتراض کنیم.باید خشم انقلابیمان همیشه جریان داشته باشد.باید تقابل جدی جبهه استضعاف با استکبار دیده شود.در برابر مسائل فلسطین و سوریه نباید سکوت شود.او می گفت درست است که ما نه سازمان ملل نه بان کی مون و نه هیچکدام از این ها را به رسمیت نمی شناسیم؛ اما تنها به عنوان یک نماد اینجا جمع شده ایم.می گفت که خود اینها عروسک خیمه شب بازی ای بیش نیستند و از عروسک انتظاری نیست.در انتهای صحبت هایش هم گفت که ما بر طبق همان استراتژی امام بر مسلسل های متکی بر ایمانمان تکیه می کنیم و تا آخر می ایستیم. پس از این صحبت ها دست ها در هم گره شد.یاد نماز های جمعه دوران کودکیم افتادم.طنین دعای وحدت که از سوی مرد و زن خوانده می شد تمام وجودم را پر کرد.طنینی که سال هاست کم تر می شنوم. نوبت قرائت بیانیه پایانی بود.

همانگونه که مردم فلسطین و تمامی دوستداران آزادی آن امروز بعد از گذشت 64 سال از روز نکبت، یعنی تاسیس رژیم اشغالگر قدس در پانزدهم می سال 1948 کماکان خاطره تلخ این روز را به یاد می‌آورند، مردم مسلمان و محروم میانمار نیز خاطرات تلخ 64 سال آوارگی را از تاریخ 4 ژانویه سال 1948 در ذهن‌های خود مرور می‌کنند. این روز همان روزی است که استعمار انگلیس با خروج خود از کشور برمه و اعطای قیومیت مسلمانان راخین ساکن آراکان به دولت نظامی برمه رنج و عذاب این ملت را فراهم آورد. از آن زمان تاکنون مسلمانان راخین در سایه وحشت یکی از ظالم‌ترین رژیم‌های حاکم در دنیا زیسته‌اند اما با این همه رنج و عذاب این ملت تاکنون کم‌تر به گوش جهانیان رسیده است و شاید بتوان آنان را فراموش‌شده‌ترین ملت مظلوم دنیا نامید.

امروز با گذشت 10 سال کماکان مسلمانان راخین تحت رنج و عذاب به سر می‌برند. طی ماه‌های گذشته بسیاری از مسلمانان این منطقه به دست بوداییان افراطی به قتل رسیده‌اند. بیش از 60 روستای محل سکونت‌شان به آتش کشیده شده است و بیش از 22 مسجد ویران شده و زنان متعددی مورد تجاوز قرار گرفته‌اند و غریب به 100 هزار آواره به صدها هزار آورگان سال‌های قبل اضافه شدند.

مطابق با گفته شاهدان عینی، آن چه برسر مرد و زن و کودک این قوم آمده است، خارج از حد تصور است. این در شرایطی است که نیروهای دولتی میانمار در اغلب موارد یا سکوت کرده‌اند، یا حتی خود در حملات بر ضد مسلمانان نقش داشته‌اند و از همه دردناک‌تر این که این اتفاقات در سکوت کامل رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی رخ داده است. برای این رسانه‌ها و نهادها، حقوق بشر ابزاری است برای پیشبرد اهداف که بارزترین نمونه آن را در مورد سوریه نیز می‌توان شاهد بود.

ما تجمع‌کنندگان در برابر دفتر سازمان ملل در تهران در روزی که از سوی تشکل‌های مردم‌نهاد دنیا به نام روز جهان همبستگی با مظلومان کشور میانمار نام‌گذاری شده است، اعلام می‌داریم:

1 ـ در نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل، شورای امنیت و سازمان کشورهای اسلامی که هرچه سریع‌تر سکوت خود را در قبال این جنایات شکسته و نسبت به اتفاقات و نسل‌کشی رخ‌داده در کشور میانمار نسبت به مسلمانان موضع‌گیری جدی کنند.

2 ـ کشورهای حوزه آ سه آن و دارای ارتباطات اقتصادی، سیاسی با کشور میانمار بایستی تمامی تلاش خود را در جهت اعمال فشار و توقف ظلم نسبت به مسلمانان این منطقه مبذول دارند.

3 ـ نه تنها باید سازمان ملل به سرعت وقوع فجایع در میانمار را متوقف کرده، بلکه باید در آینده هرچه‌سریع‌تر بحث حق شهروندی مسلمانان میانمار و مشکل سرزمینی‌شان که سه دهه است از آنان سلب شده و چند میلیون انسان را از زندگی ساقط کرده است، به آنان بازگرداند و به شکل جدی در دستور کار خود قرار دهند.

4 ـ از کشور مسلمان بنگلادش درخواست می‌کنیم تا هرچه سریع‌تر نسبت به بازگشایی مرزهای خود و پذیرش آورگان مسلمان ساکن در مرزها اقدام کنند تا از تحقق فاجعه انسانی جلوگیری شود. ضروری است هرچه سریع‌تر تدابیری جهت مجازات مصوبان و عاملان کشتار تخریب و تجاوز به مسلمانان شکل گیرد.

در پایان از ملت روزه‌دار ایران و تمامی سازمان‌های مردم‌نهاد و NGO های مستقل در سراسر دنیا که درد انسانیت و مشکلات تحمیل شده بر گرده مستضعفین از جانب مستبکرین دارند، تقاضا داریم تا با اجرای طرح‌های جمع‌آوری کمک دست به دست هم داده و هرچه زودتر مقدمات راه‌اندازی ناوگان‌های کمک‌رسانی و بشردوستانه را برای التیام دردهای مستضعفین این دیار فراهم کنند

بیانیه که خوانده شد عده ای می خواستند به طرف ساختمان خاموش سازمان ملل چیزهایی به نشانه خشم و اعتراض پرتاب کنند که نیروهای امنیتی سخت مانع کارشان شدند اما در این میان چند نفری قسر؟ در رفتند و گوجه فرنگی و تخم مرغ هایشان را به طرف پنجره ها نشانه گرفتند.

این مطلب رو برای هفته نامه پنجره نوشتم.

/ 66 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی

سلام قرار بود این هفته مطلب جدید بذارین نه؟

کاملیا

سلام. انگار من چند وقت از م خبری نباشه، کسی سراغمو نمیگیره؟!! خیلی دلم از دست شما دختر چادریای مسلمون گرفتس! نمی دونم درد دلمو به کی بگم که احتیاطا در حق حقیقتی ظلمی نکرده باشم!

✿گلی✿

سلام پست جدید گذاشتم اگه یه سری بزنین خوشحالم میکنین

nazanin

salam خیلی ممنونم که پاسخ منو دادین مرسی فکر نمیکردم بتونم تو این کار شریکتون بشم.

حدید

سلام ایام به کام قرار بود دومین جلسه همایش حجاب ............ برگزار شود، شد؟، ما کماکان منتظریم یاعلی

سجادی

سلام من همچنان منتظر تماس شما هستم خانم اعتماد سعید, برای بسته بندی اجناسی که قراره سری بعد به آذربایجان بفرستید هم اعلام آمادگی میکنم البته اگر لیاقت کمک کردن رو داشته باشم...موید باشید[لبخند]

منصوره

هرکجای جهان مسلمانها را زجر بدن اشکالی نداره فقط فلسطین نباشه و بهتر بگم هر که می خواد با مسلمونا هرکاری کنه اشکالی نداره فقط اسرائیل حق نداره .

...

منتظر مطلب جدیدتون هستیم...

سجادی

سلام به همه دوستان ,خانم اعتماد سعید با من تماس گرفتن...از مصاحبت با ایشون هم واقعا لذت بردم.[لبخند]

م.ق

.. .. .. ایضا...