جعل یک مفهوم به نام “دیفرنتیویتی”-بچه انقلابی ها بخوانند...

 

یکی از دوستان به نام آقای میلاد دخانچی جدیداً مفهمومی  به نام “دیفرنیتویتی” ابداع کرده که در ذیل توضیحات بیشتر ایشان درباره آن را می خوانید:

واژه”دیفرنتیویتی” بر وزن کریتیویتی در زبان انگلیسی است. کریتیویتی به معنی خلاقیت است و خود کلمه دیفرنت همانطور که  میدانید به معنی متفاوت است. “دیفرنتیوتی” واژه ای ابداعی از تلفیق این دو مفهوم است. 

 کریتیویتی یا همان خلاقیت فرایند و یا توانایی ای است که به واسطه آن شما یک چیز متفاوت,بهتر,کارآمدتر و زیباتر خلق می کنید. حالا یک لحظه ذهن فلسفی خود را به کار اندازید و پارادایمی به اسم الف که متشکل از مبناو خروجی مبناست ومبنایی به اسم مبنای ب متصور شوید .

اگر شما در فضای پارادیم الف با مبنای پاردایم الف خلاقیت به خرج دهید, چیزی تولید خواهید کرد که در پاردایم الف بهتر، کارآمدتر و زیباتر است. اما اگر در فضای پارادیم الف با مبنای ب خلاقیت به خرج دهید و خروجی ای از جنس مبنای ب تولید کنید به این توانایی می توان اصطلاحاً “دیفرنتیویتی” گفت. در واقع “دیفرنتیوتی” همان خلاقیتی است که منجر به بوجود آمدن چیزی کاملا رادیکال و متفاوت نسبت به وضع موجود می شود. “دیفرنتیویتی” پیش شرط لازم برای خلق آرام پارادایمی از جنس مبنای ب در شرایط سیطره  پاردایم و مبنای پارادایم الف است.

اگر  مبنای تمدن مدرن و تمدنی که برمبنای شریعت بنا می شود را دو مبنای متفاوت فرض کنیم و قبول کنیم که ما چه بخواهیم ، چه نخواهیم در فضای تمدن غالب محصور هستیم،  آن وقت تنها راه عبور از تمدن غالب حرکت در فضای پاردایم این تمدن برای خلق چیزهایی با مبنای شریعت است. ما در فضای مدرن زندگی می کنیم ,اما دائماً در حال خلق چیزهای متفاوت با تکیه بر شرع به عنوان مبنا خواهیم بود. آن وقت است که ما آرام آرام چیزهای متفاوتی با مبنای شرع و با در نظر گرفتن اقتضائات تاریخی و جغرافیایی خودمان خلق خواهیم کرد و اینجاست که به معنی واقعی کلمه ,تمدن ساز خواهیم بود.

به خاطر این که این پروژه تمدن سازی محقق شود ,ما نیازمند بچه انقلابی هایی هستیم که “دیفرنتیویتی” دارند. یعنی جنس افرادی که با تسلط بر فضای  پارادیم الف و مبنای ب (‌که هنوز خروجی پارادایمی ندارد)  مدام در حال خلق چیزهای متفاوت با تکیه بر مبنای شرع هستند و این برآیند چیزهای متفاوت در کنار هم است که جامعه  نیمه آرمانی ما را با تکیه بر مبانی خودمان محقق خواهد کرد.

با این نگاه بچه انقلابی بدون “دیفرنتیوتی” به معنی واقعی کلمه انقلابی نیست .بلکه فقط صورت کلیشه ای انقلابی بودن را  یدک می کشد و این درحالیست که خیلیها که توانایی”دیفرنتیویتی” را دارند اما هنوز به مبنای شرع مسلط و معتقد نشدند صلاحیت احراز صفت انقلابی بودن را دارا هستند. شکی نیست که این افراد به محض شهود عقلانیت شریعت و معجزه آن در خلق چیزهای فطری و طبیعی با گرایشهای انسانی، به زودی معتقد شده و می توانند صفت کاملا انقلابی را احراز کنند.

بگذارید  فعلاً به همین جا بسنده کنم تا بعداً بشه با چند تا مثال مفهوم رو بهتر جا انداخت. خیلی به معادل فارسی “دیفرنتیویتی” فکر کردم و از یکی از دوستان کمک فکری گرفتم. به نزدیکترین چیزی که می تونم فکر کنم واژه “دیگر آفرینی” است .

بچه انقلابی ها باید “دیگر آفرینی” داشته باشند.

اینم چند جمله برای اونایی که توضیح فارسی رو کامل نمیبینن:

 For as long one innovates within the dominant paradigm, I call the process and the ability of innovation “creativity.” However, if one applies creativity within the dominanant pradaigm and creates a thing of the alternative paradigm, I call that ability of creation, “differentivity.” Creativity is innovation within paradigm, yet differentitity is the state of creation which produces a thing, a phenomenon or a discourse outside the paradigm. My position is that any quest for a paradigm shift within the global scale requires differentivity as a prerequisite mastery. One has to have differentitvity to succeed in the global project of defining the alternative or alternatives

www.epicbaz.com  

 

 

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه م

جالب بود راستی این واقعا اسمتونه یاترکیبی اسم انتخاب کردین؟

غلامحسین بسته آهنگ

با سلام خدمت دوست عزیز موضوع خوبی را به بحث گذاشتید و با توجه به خامی موضوع و فضای بحث و تبادل نظری که می توان در این خصوص انجام داد خیلی عالی است. البته با ارائه مقالات مختلف و مثالهای روشن تر به باز شدن موضوع کمکهای بیشتری خواهد کرد. موفق باشید.

غلامحسین بسته آهنگ

سلام با تشکر از حضور مجددتان سعی دارم با تهیه مقاله ای در این خصوص و ارائه به جنابعالی قدم کوچکی در این راستا بردارم. ولی الان نیاز به اندیشیدن در این موضوع دارم. البته اگر بتوانید با مثالهای روشن تر مطلب را باز تر کنید می تواند مثمر ثمر تر باشد. با سپاس مجدد از شما

مازیار

بابا شما ته دانش ودانشمندی هستید ما فهممان درحد سوم ابتداییه[وحشتناک][ناراحت][گل][متفکر]

سارا

سلام با نظرتون موافقم خیلی قشنگ بود به نظر من این خلاقیت متفاوت نیاز به واقع بینی و رسیدن به حقیقت و فلسفه آنچه هستم و آنچه باید باشم است که نیاز خیلی از بچه های انقلابی است

حسین

خیلی عالی است [گل] [رویا]

حسین

لطفا من را با نام جوان مذهبی لینک کنید

فاطمه

سلام دیدم گفتید دانش آموخته امام صادق ع هستید میتونم بپرسم چه رشته ای؟ ممنون

فاطمه

حدودا 18تا پیام پایین تر گفتید! چه جالب چه فعالیت های متفاوتی...من هم کم کم دارم دانش آموخته میشم و دارم تحقیق می کنم ببینم چه جوری میتونم مفید باشم! در فعالیت های شما حس مفید بودن می بینم...موفق باشید! راستی برنامه گره نقطه امیدی برای جوان هایی مثل ما با این دغدغه ها بود...از همتون به خاطر این «دیگر آفرینی»تشکر می کنم!

یکتا

سلام و خسته نباشین.فوق الاده این.واقعا افتخار میکنم که جوونامون اینقدر فهمیده ان.آقا دستتون درد نکنه.به امید برنامه ای بهتر و کامل تری ادامه برنامه گره.