کمای فرهنگی

سرم از حجم اطلاعات مختلف در حال انفجار بود.در طول  هرهفته حداقل سه پیشنهاد کاری مشابه در حوزه فرهنگ دارم از سوی سه ارگان و نهاد مختلف.هر روز یک چیز مد می شود.یک روز تحقیق در باب علائم فراماسونری،یک روز سبک زندگی یک روز حجاب و عفاف.همه جا می گویند نگران بودجه نباشید ما مشکل اعتباری نداریم فقط فکر می خواهیم و در نهایت هم همه فکر ها ختم می شود به چاپ چند بروشور و یک کتاب و برگزاری یک نمایشگاه و احیانا ساختن یک مستند زوار در رفته که آن هم این روزها خیلی مد شده است.

داشتم فکر می کردم اگر همه این نهادها و سازمان ها از سوی جاهایی که مسوولیت سازماندهی و هماهنگی آن ها را دارند هدایت می شدند،دیگر این فرهنگ بیچاره ما به کما نمی رفت.فرهنگی که شیشه عمر جمهوری اسلامی را در درون خود حمل می کند.شاید هم اصلا لازم نیست هوای فرهنگ را ارگان ها و نهاد ها داشته باشند.شاید بهتر است به خود مردم و سازمان های مردمی و به نوعی به جهادگران فرهنگی بسپارند و این قدر سازمان های پر طمطراق فرهنگی درست نکنند.

زندگی فرهنگ ما هم یک زندگی کارمندی شده که به قول حاج آقا پناهیان در آن از حماسه خبری نیست.و این وضعیت با اشک ریختن من و شما و فوت کردن ملیونها حمد و قل هو الله تغییری نمی کند.آن چه لازم است باز گشتن حماسه به فرهنگ است و ورود جهادگران به عرصه آن و دیگر هیچ.

/ 46 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عصر والیوم

ما برای عرض احترام و اینکه اولین بار به وبتون می امدیم گل دادیم همین

م.آبانی

من عرض کردم!... البته منظور من این نبود که به تصویر کشیدن و نشان دادن مکرر ناهنجاری ها و ضد ارزش ها یعنی حماسه... مقصود این بود که در فرآیند ورود حماسه به فرهنگ فاکتور بی پروایی(البته نوع عاقلانه منطقی و کارشناسی شده ی اون) از اصلی ترین شرایطه(و البته خب طبیعیه که کافی نیست...) اما بالاخره این همه محافظه کاری شدید هم ما رو به جایی نمی رسونه، اگر که ما خواهان یک دستاورد مطلوبی باشیم...حالا در هر زمینه ای هم که می خواد باشه و حالا به طور خاص سیما مستند و کلیپ و... بالاخره ارگان پر قدرت و تاثیرگذار فرهنگی نظیر صدا و سیما باید از یک جایی و حداقل با یک شیب ملایمی آغاز کنه دیگه... هر چند که این احتیاج به یک همت جمعی داره... از قدیم هم گفتن که یک دست صدا نداره... و البته نمی دونیم می شه از رسانه ای که مسئولین ارشدش اون طوری از طنز سخیفی مثل ساختمان پزشکان حمایت می کردند انتظار دیگه ای داشت یا نه ... !؟؟؟

م.آ

... دیگه بدتر !!! ما فکر می کردیم که علت،به تصویر اومدن نا هنجاری هاست که مانع به وجود می آره ، اما وقتی که راه حل ها رو هم........................ همون بهتر که آدم خیلی امیدوار نباشه... به نظر می آد که اون یاسین و جوشن کبیر رو می بایستی جلوی درب اصلی سازمان صدا و سیما(واقع در خیابان ولیعصر،درب مسجد بلال) با نهایت تاسف قرائت کرد... جناب آقای دکتر پورحسین از مدیران ارشد سازمان هستند، کاش می شد حداقل یه کم این بحث ها رو با ایشان مطرح کرد، شاید واقعا دلیلی برای خودشون داشته باشند البته حالا نه شخص ایشان ، به نمایندگی از صدا و سیما... اگر در بحث فرهنگ سازی قرار باشه از صدا و سیما قطع امید بشه که دیگه باید . . . فاتحه...

فاطمه

می بخشید، می دونم که ممکنه خیلی بی ربط به نظر بیاد ولی چون اغلب حاضرین اینجا هم اهل فرهنگند و دغدغه های فرهنگی دارند و هم طبق شواهد به آقای پناهیان علاقه دارند لازم دانستم مراتب نگرانی و ناراحتی خودم را از احتمال کاندیداتوری ایشون در انتخابات مجلس به اطلاع برسونم!

فاطمه

در این خصوص چند سؤال مهم به ذهنم میرسه: حاج آقای پناهیان با ورود به مجلس چه نقشی در اعتلای فرهنگ جامعه می تونه داشته باشه که الآن نداره؟ با وررود ایشون به مجلس چه بخشی از نقش فعلی ایشون در اعتلای فرهنگ جامعه حذف می شود؟ آیا آنچه در در پاسخ به سؤال اول می آید به آنچه در پاسخ به سؤال دوم می آید می ارزد؟ آخه چرا توی کشور ما وقتی یک نفر یک کاری را خوب انجام میده و کاملا موفقه و تاثیر بی نظیری هم داره ناگهان وارد حوزه ای می شه که هیچ ربطی به استعداد و تخصصش نداره؟ (من همین الان چندین نمونه را یادم میاد که خودشون را اینطوری نابود کردن!) در مجلس دور آینده تفاوت بود و نبود آقای پناهیان چقدره؟ اگر آقای پناهیان رای بیاره ولی نتونه آن نقشی که در نظر داره ایفا کنه دوباره همون حاج آقا پناهیان با همون نفوذ و تاثیر میشه؟ آیا ایشون با صرف وقت و انرژی برای رای آوردن یا نیاوردن چهار تا لایحه و تبصره که سر ضمانت اجراش هم باید کلی چک و چونه زد یا شرکت در چند سؤال و استیضاح و تحقیق و تفحص، دین خود به اسلام و انقلاب را ادا می کند؟ . . . و خلاصه من که دعا می کنم ایشون از این فکر یا تصمیم خودش صرفنظر کنه!

فاطمه

ببخشید لعیا جون که پر حرفی کردم ولی من یکی از مهم ترین آفات فرهنگیمون را این می دونم که آدما سر جای خودشون نیستن! وقتی آدم اونجایی باشه که نباید باشه آسیب پذیریش میره بالا و اتفاقای جبران ناپذیری می افته!

زائري

منم از شنيدن اين خبر چند روزيست در شك به سر ميبرم. فقط دعا ميكنم حاج آقا اين كار را نكنند.

دغدغه

سلام. میزگرد مجازی از این هفته شروع میشه. لینک مطلب: http://daghdaghehblog.blogfa.com/post-57.aspx

زائري

اي كاش منهم بودم و كاري ميكردم ،اينهم شد يكي از حسرتهاي زندگيم. دومين بار بود با اينكه تهران را دوست ندارم آرزو ميكردم اي كاش تهراني بودم.(اولينش 6 سال پيش و انصراف خبرنگاري بود) http://charghad.ir/ مطلبه: به چندنفر«جهادگر فرهنگي ساده» نيازمنديم!

همنشین

سلامی به تازگی وطراوت شبنم . با "رینگ 21 دی ماه " به روزم و منتظر حضور و نظرسبز شما