چه سان ان سان؟

بعضی وقتا با تفاخر بهشون نگاه می کنیم،بعضی وقتا با ترحم،بعضی وقتا با تاسف و ...غافل از این که اونا شاید از همه لحاظ از ما خیلی بهتر و بالاتر باشن و به خدا خیلی خیلی نزدیک تر و این ما هستیم که باید حسرت مثل اونها بودن رو بخوریم نه اونها.

چند روز پیش توی داروخانه بودم.یه بنده خدای افغانی اومد و دو تا قرص خواست: بروفن و ژلوفن.دکتر داروساز بلند بلند جلوی اون آدم و بقیه رو کرد به رفیقش و گفت:دیدی وقتی اینا میرن ساندویچ بخورن میگن یه نون اضافه بده؟؟میگه یه ژلوفن و یه بروفن بده مثه این که میخواد یکی رو بذاره لای اون یکی بخوره....و خندید.

یه جوری می گفت "اینا" که انگار داره از یه موجودات دیگه صحبت می کنه و نه انسان هایی مثل خودش.اون افغانی همین طور بهش نگاه کرد و هیچی نگفت.دکتر داروساز نه تنها کمکی به دردی که در بدنش بود نکرد،بلکه روحش رو هم به درد آورد.

و این جا یکی از مواقعی بود که احساس می کنم زدن چیز خوبیه.اگه میشد می رفتم و بدون این که حرفی بزنم فقط یکی می زدم تو گوش اون آقای دکتر تا چشماش باز بشه و بفهمه که در انسانیت خیلی پایین تر از اون مرد شرافتمندیه که حاضره درد رو به جون بخره و با کارگری نون حلال برای خونوادش دربیاره.

واقعا ما چه سان انسانهایی هستیم؟؟؟تا به حال فکر کردید؟

/ 10 نظر / 8 بازدید
ولیخانی

به نظر من زمانی احساس برتری معنای خودشو پیدا میکنه که فکر من برتر از دیگران باشه

مجید نامداری

سلام خانم اعتماد سعید بحث خیلی خوبی کردید و خیلی هم زیبا بیان کردید ولی این نحوه رفتارها نتیجه سال ها فرهنگ سازی بوده که در کشور رخ داده و همچنان نیز ادامه داره وقتی ملاک برای سنجش افراد صحیح نباشه نتیجه همین خواهد بود مقصر یه جورایی همه بودیم؛ همه ی ما که چشامون باز نیست، فکرمون کار نمی کنه، و کوته بین هستیم. ولی چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید انشاالله خدا همه ما رو هدایت کنه الهم اهدنا الصراط المستقیم مرسی از مطالب خوبتون

مجید نامداری

سلام خانم اعتماد سعید بحث خیلی خوبی کردید و خیلی هم زیبا بیان کردید ولی این نحوه رفتارها نتیجه سال ها فرهنگ سازی بوده که در کشور رخ داده و همچنان نیز ادامه داره وقتی ملاک برای سنجش افراد صحیح نباشه نتیجه همین خواهد بود مقصر یه جورایی همه بودیم؛ همه ی ما که چشامون باز نیست، فکرمون کار نمی کنه، و کوته بین هستیم. ولی چشم ها را باید شست/ جور دیگر باید دید انشاالله خدا همه ما رو هدایت کنه الهم اهدنا الصراط المستقیم مرسی از مطالب خوبتون

سجادی

چقدر بد................این موضوع همیشه یکی از دغدغه های من بوده و هست و ان شاالله به خواهد بود نرسه و به زودی زود این تفکر بین انسان نماها اصلاح شه...چقدر آدم تاسف میخوره از دیدن همچین صحنه ای, چقدر حیف

محمد صاحبی

سلام خانم اعتماد سعید منم کاملا با شما موافقم اگه واقعا مارو درک کنید منم کاملا خصوصیات اخلاقی شبیه شما رو دارم واحساس همدردی و حس نوعدوستی نسبت به این افاغنه دارم هیچ هم که نباشه بالا خره انسان است وهمه سیاه وسفید باهم برابرند مگر به تقوی الهی درنزد خدای تبارک وتعالی من خیلی خوشحالم که شما همچنین غیرتی چنین حس نو عدوستی وترحم طبق دستورات شارع مقدس دارید ومن الله التوفیق

ولیخانی

منظورم این بود که انسانها همه باهم برابر اند هر جای این دنیا که باشند اما به قول شما تخریب فرهنگ نه فقط در ایران بلکه هر جای این گیتی قدرت قضاوت درست و طرز فکر صحیح را از انسانها گرفته

روزگار

سلام خیلی به این موضوع فکر کردم اما بیشتر به این بخشش که حتی مذهبی های جامعه هم درگیر این قضیه اند!واقعا از خودمون بپرسیم اگه یکی اروپایی و آمریکایی باشه بیشتر تحویلش میگیریم یا اهل شرق و ...چه برسه به افغانستان و ...واقعا دردناکه!حالا دم از ظهور بزنیم!!!راستی خانم،تراوش جدید قلم بنده هم اکنون نیازمند یاری سبز نظرتان میباشد!!!

...

سلام. اشتباه بودن کار اون اقاهه کاملا مشخصه. فقط فک کنم شاید شما احساس درونی خودتون رو بدون توجه به واقعیت زندگی افغانی ها به حساب اون مرد افغانی گذاشته باشید. شاید اون کسی که ضربه روحی خورده افغانیه نباشه. این بندگان خدا عادت دارن! اما نگاه شما به اون واقعه یک تراژدی غمناک رو ترسیم میکنه که بیشتر از اینکه حال درونی اون افغانی رو منعکس کنه حال درونی شما رو نشون میده. برای قضاوت صحیح در این مورد باید معلوم بشه که مثلا اون افغانی اولا بطور قانونی در ایران بوده یا نه! چون شما گفتید اون مرد افغانی شرافتمند بوده و حلال خور. از کجا به این نتیجه رسیدید؟ یعنی فقط از این بابت که درانجا مظلوم واقع شده این نسبت های خوب رو بهش دادید؟ اگر مثلا میدیدید که یک کارگر ایرانی به خاطر اون افغانی از کار بیکار شده باز دلتون همین قدر برای اون افغانی میسوخت و اینطور در مورد او صحبت میکردید؟ شاید شما دلایل خوبی برای این حرفهایتان داشته باشید اما چون برای من خواننده درست فضاسازی نشده گفتم شاید این برخورد بد مرد ایرانی باعث شده باشد که نگاه شما به آن مرد افغانی از یک نگاه واقع بینانه فاصله بگیره.

...

سلام. خانم اعتمادسعید تمام حرف من اینه که درانتقال وقایع سعی در واقع بینی داشته باشیم. شما میتونید این واقعه رو همونطور که در پاسخ بنده اشاره کردید عنوان کنید بدون اینکه قضاوت های بدون معیار در آن دخیل باشند. شرافتمند بودن ان افغانی و حلال خور بودن او ( یا هرکارگر دیگه) از مظلوم واقع شدن او در این واقعه نتیجه نمیشه بلکه بیشتر فضا رو احساسی و البته غیر واقعی میکنه. شاید اون افغانی روح خیلی محکمی داشته باشه و انطور که شما برای ما نقل کردید روحش از این واقعه ضربه نخورده باشه! در اینصورت ما خواننده اتفاقاتی هستیم که اصلا نیفتاده است! سوالاتی که در مورد تعلق زمین به همه انسانها طرح کردید مساله دیگری است. شما در این سوال باید معلوم کنید قانون امروزی ایران در این موضوع مطلقاً بر ضد نظر دین است یا اینکه قانون امروزی مجبور شده به مصالحی نظری متغایر با نظر دین در شرایط عادی اتخاذ کند؟ که در صورت دوم نظر قانوگذار دینی است نه ضد دینی! قانون بانک ها مگر غیر از این است؟ اصلا صحبت از آنچه باید باشد نیست بلکه صحبت از آنچه میتواند باشد است!

حالا!

چه سان ان سان؟ واژه کره ایه؟!!!!