لبیک یا حسین"ع"

لبیک یا حسین یعنی با همه چیز و همه کست بیایی

لبیک یا حسین یعنی همه چیز و همه کست را بگذاری و بروی

لبیک یا حسین یعنی نور را در سیطره بی امان ظلمت بیابی

لبیک یا حسین یعنی خود نباشی و باشی

یعنی همه را ببینی و خود را نبینی

یعنی" او" را ببینی.

لبیک یا حسین یعنی نفی همه ستم ها و پلیدی ها و پستی ها و فجورها و ظلم ها و حق کشی ها

یعنی بقای دین اسلام و برقراری آیین حق .

لبیک یا حسین را که می گویی دیگر همه چیز برایت اهمیت پیدا می کند.همه چیز دیدنی می شود.حتی چیزهایی که هیچگاه نمی دیدی.سنگریزه های زیر پایت وقتی پای پیاده به زیارت می روی...قطرات بارانی که حاصل دلشکستگی ابرهای این روزهایند و حتی علف های هرزی که به سختی سر از خاک بیرون آورده و در انتظار هویتی برترند.

لبیک یا حسین را که می گویی ضربان دل خورشید را در سینه خاک حس می کنی و انفجار نماز را در شهادت و انفجار شهادت را در نماز می بینی.

آن هنگام است که می فهمی چرا دشمن از" لبیک یا حسین" من و تو و ما می هراسد؟لبیک یا حسین را که گفتی دیگر دروغ نمی گویی...چشم هایت را به حرام آلوده و هیچ حقی را ناحق نمی کنی.تهمت نمی زنی، اسراف نمی کنی و سوء ظن نداری.

لبیک یا حسین را که گفتی خود را موجودی هم طراز موجودات دیگر در مدار خلقت می بینی.زمین و هر آنچه در اوست برایت مهم می شود.حتی حیوانات نیز عزیزند چون آفریده اویند.آن وقت دیگر لیوان چای روضه ات را پای درخت رها نمی کنی ...اصلا در لیوان پلاستیکی چای روضه را نمی فهمی ...پرنده را در قفس تاب نمی آوری و جگرت برای تشنگی حسن یوسف خانه تان هم می سوزد و کباب می شود.

باید لبیک یا حسین را بگویی و انسان شوی و به یاد داشته باشی که عزای حسین صدای وجدان به درد آمده بشریت است که در گوش جهانیان می پیچد.

پ.ن: در این نوشتار از برخی جملات استاد محمدرضا حکیمی بهره جستم.

/ 20 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفر

سلام . و قيام امام حسين براي فهميدن همه همين ها بود كه گفتي اگه قراره دست ياري به اماممون بديم حواسمون به خيلي چيزها باشه . خيلي چيزها

همپای صاعقه

زمانی را به یاد میآورم که وجود نداشته ام این فرض یعنی وجود داشته ام ولی یادم نمی آید. این لبیک یا حسین نیز از اینجا ناشی میشود،جسمی که متعلق به این زمان است فرضی را به کار میبرد که ظاهرا متعلق به این زمان نیست و

مهدي مسعودي

احسنت..... به خاطر مطالب خوبتون. البته بيشتر به خاطر متني كه در پست "امنيت" گذاشتيد. خدا به شما عزت دهد ان شاالله

مجید

زندگان، مردگان برد تاريخي تيم ملي ايران، برد خيلي‌ها بود و باخت بعضي‌ها. تيم ديپلماسي فعال ايران هم ملي بود- و ملی عمل کرد- و هم جهاني. اول ملي و بعد جهاني. اين تيم شگفت‌انگيز در كوتاه‌ترين فرصت ممكن دیپلماسی منفعل ما را به دیپلماسی فعال و چهره مخدوش شده،خشن و منزوی ما را به چهره‌يي قوي، با شعور و با انعطاف تبديل كرد. اين تيم ظريف با حق داشتن و پافشاري بر آن پیروز شد و با تدبير اندازه نگه‌ داشت و اين را به جهانیان هم عرضه كرد كه هر گاه آنها هم حق داشته باشند، بايد از آن سود بجويند و زياده خواهي نكنند و اندازه نگه دارند. اين است بازي برد- برد. تیم ما بر این اصل پا فشرد که داشتن انرژي هسته‌يي حق ما است و حق همه ملت‌هاي جهان و نه بعضي از آنها. اين تيم ملي با تكيه بر منافع ملي با داشتن استراتژي دقيق و سنجيده در يك مصاف سخت، پيچيده و نفس‌بر حريفان جهاني را به ميدان استراتژي خود آورد و با تاكتيك‌هاي مناسب و با شكاف انداختن بين آنها، بازي باخته ما را در عرصه ديپلماسي جهاني به بازي برد- برد بدل كرد. اين كاري سترگ بود و تاريخي.

مجید

اين برد ، برد ايستادگي روي اصول بود و سازش روي فروع. زندگي و واقعيت به ما مي‌آموزد كه براي سازش نكردن روي اصول، بايد روي فروع نرمش داشت و سازش كرد. كساني كه با ژست دروغين سازش‌ناپذيري، فرق اصل و فرع را نمي‌دانند و سازش های كوچك را نمي‌فهمند قطعا روي چيزهاي بزرگ- روي اصول- مجبور به سازش مي‌شوند و باج دادن. اينان بايد بدانند كه زندگي سراسر مبارزه است و سازش. پيشروي است و عقب‌نشيني. زندگي وحدت و مبارزه اضداد است. سازش‌ناپذير، اصولگرا ،اصلاح‌طلب، استقلال طلب و آزادی خواه راستين بايد اين اصل اساسي را خوب بفهمد و بدان عمل كند. برنده اصلی اين بازي بزرگ در درجه اول ملت ايران بود با رهبري هوشمند و با صلابت و دولت اعتدال، تدبير و اميد .و بعد همه ملت‌هاي ديگر، به خصوص ملت‌هاي جنوبي. جنگ به طور موقت باخت و صلح موقتا برد. جنگ و جنگ‌طلبان به عقب رانده شدند و صلح و صلح‌طلبان پيروز اين ميدان. روشن است كه براي حفاظت از صلح بايد همیشه هوشيار و آماده دفاع بود.

مجید

اسراييل، جناح جنگ‌افروز امريكا، عربستان بی هویت و فرانسه سوسياليست مرتجع ،بازندگان اصلي جهاني اين بازي بودند و در مقابل، ملت‌هاي حق‌طلب و صلح‌طلب جهان برنده آن. در ايران ما هم انقلابيون دروغين كه خود را قیم مردم می دانند و ابدا دركي از منافع ملي ندارند و نمي‌دانند كه هويت ديني‌شان در گرو هويت ملي است،هم بازنده اين بازي بودند. اصلاح‌طلب و اصولگراي جعلی، روشنفكر بي‌وطن و همه خودباختگان داخلي كه كاري با مردم و منافع‌شان ندارند و درگير خود و منافع حقير خويشند بازنده ديگر اين بازي. عمر اينان دارد به سر مي‌آيد و جزو تيم مردگان مي‌شوند. زندگان- برندگان اصلی - اما مي‌دانند اين تازه آغاز بازي است و بايد آماده‌تر شد. باید شادی ملی را به نیرو برای تلاش ملی بدل کرد. باید از وابستگی به نفت خلاص شد.باید با تکیه به خود و به علم و دانش، تولید ملی و فرهنگ ملی کار و انضباط را شکوفا کرد. و فرهنگ نقد را. باید آزادی های اجتماعی را گسترش داد و به مردم بیشتر اتکا کرد. اینگونه است که امید ، معنای واقعی می یابد. منبع: http://massoudfarassati.com

sadeghtehrani

خیلی زیبا بود . از طریق اینیستا وبلاگتون رو اومدم دیدم. خیلی خوب بود . ممنون به من هم سر بزنید.

سید مرتضی آوینی

خون حسين(ع) و اصحابش كهكشاني است كه بر آسمان دنيا، راه قبله را مي‌نماياند... اگر نبود خون حسين، جوشيدن سرد مي‌شد و ديگر در آفاق جاودانه شب، نشاني از نور باقي نمي‌ماند... حسين سرچشمه خورشيد است... و بدان كه سينه تو نيز آسمان لايتناهي است با قلبي كه در آن خورشيد مي‌جوشد، و گوش كن كه چه خوش ترنْمي ‌دارد در تپيدن: «حسين، حسين، حسين...» آن شراب طهور كه شنيده‌اي بهشتيان را مي‌خورانند، ميكده‌اش كربلاست و خراباتيانش اين مستان‌اند، كه اين چنين بي‌سر و دست و پا افتاده‌اند... آن شراب طهور را كه شنيده‌اي تنها به تشنگان راز مي‌نوشانند. ساقي‌اش حسين است: حسين از دست يار مي‌نوشد و ما از دست حسين. عالم همه در طواف عشق است و دايره‌دار اين طواف، حسين است: اينجا در كربلا، در سرچشمه جاذبه‌اي كه عالم را بر محور عشق نظام داده است. شيطان اكنون درگير و دار آخرين نبرد خويش با سپاه عشق است و امروز در كربلاست كه شمشير شيطان از خون شكست مي‌خورد: از خون عاشق، خون شهيد.